تولد ريحانه !
ساعت ٢:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۱۱/۱۳  کلمات کلیدی:

ريحانه عزيز ، دختر صبور و مهربانم !

بار ديگر ميانه فصل زمستان رسيد و خاطره ء گشودن چشمان مهربانت به دنيای خاکی زنده گشت. آمدنت را آن روزها با شوق به انتظار نشسته بوديم تا وجود ريحانهء مهربان را در جمع کوچکمان احساس کنيم و تو در چهاردهمين روز ماه سرد بهمن ۷۶ پا به قطعه ای از دنيای خاکی نهادی ، تو آمدی با غنچه های لبخند بر ديدگانت ، آمدی با چشمان مهربانت ... اما چه زود شادی هايی را که برای آينده ات در رويای خويش ساخته بوديم محو شد و تو از همان ابتدا به جای آشنايی با واژه های آرامش ، شادی و خنده با واژه های درد ، اشک ، استقامت ، صبر و اميد آشنا شدی .

گرچه جسم بيمار و قطرات اشکهای پاکت جمع کوچکمان را بيش از پيش افسرده می کند اما روح بلند ، صبور و مهربانت قلبمان را به ساحل آرام دريای مهر الهی می رساند ، چرا که بر اين باوريم که سرای خاکی کشتزاری بيش نيست که برای سربلندی در پيشگاه احديت ، کشتزار وسيع الهی دانه های مهر ، عشق ، صداقت و صبر را طلب می کند.

هفتمين بهار عمر وجود نازنينت را در حالی جشن می گيريم که دستانمان همچنان بسوی مهربانترين مهربان بلند است و آرزو داريم که مهر لايزالش در قلبمان سايه گستر باشد.

 

ريحانه جان تولدت مبارک

 

هديه ای از محمد عزيز از سرزمين دريای دريايی

****

ريحــــانه ی زيبا رسيــد از سرزمين لاله هـا

فصل زمستان سر زده گل از ميان شاخه ها

 

صد مژده رو سوی سعيد با بارش باران مهر

لبهـــای مـا خواند دعـــا بر آستـــان کبــــريا