ايران روی گسل ِ نا هماهنگی
ساعت ۱۱:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/۱٠/۱٤  کلمات کلیدی:

عصری که به خونه برگشتم و نزديک درب خونه که رسيدم صدای گريهء ريحانه به گوشم رسيد ... گفتم که حتماً وحيد و ريحانه دعواشون شده ... زنگ رو به صدا در آوردم ... وحيد در رو باز کرد... گفتم : چی شده ؟ دعوا کردين ؟ ... گفت نه .. ريحانه به خاطر برنامه تلويزيون داره گريه می کنه ... تعجب کردم از تلويزيون !! ... تلويزيون داشت برنامه کودک پخش می کرد و خانم مجری از کودکان بسياری که جان خودشون رو در زلزله بم از دست دادند صحبت می کرد ... و می گفت که اون بچه ها همشون رفتند به بهشت ...  و ريحانه هم با شنيدن اين خبر شروع کرده بود به گريه کردن که من نمی خوام بميرم و برم بهشت ... آخه من تنها می شم و دلم برای عروسکام تنگ می شه ... نشستم و کلی براش صحبت کردم که نه اينجوری نيست عزيزم و ... تا اينکه رويای بهشت براش جلوهء زيبايی پيدا کرد و به بازی کردن با عروسکاش ادامه داد ...

                                     ************************

قصد داشتم همانند مديريت بحران زلزله که بعد از فرو کش شدن بحران , زلزله و جوانب آن به فراموشی سپرده می شه در بارهء زلزله ننويسم ... اما ديدم نمی شه و مسائلی که می توانست انجام بشه اما نشد و آنچيزی که در ذهن و قلب من هست رو با يستی بنويسم ...

بعد از وقوع اين حادثه تلخ و ناگوار نوشته های بسياری به رشته تحرير درآمد ... از مويه سرايی ها , ابراز همدردی ها و نقدها ... و ديدن و شنيدن صحنه های زيبايی که مردم مهربان ايران خلق کردند ... وقوع زلزله در کشورمان اجتناب ناپذير بوده و سراسر کشور را گسل هايی فعال فرا گرفته است و ۹۷ درصد شهرها و روستاهای کشور در معرض زلزله قرار دارند و اين زلزله نيست که جان انسانها را می گيرد بلکه بناها و ساختمانها هستند که جان انسانها را گرفته و می گيرند ... اما در اين حوادث و خصوصاً اين حادثه دلخراش آنچه را که بر همگان روشن ساخت مديريتی ناهماهنگ و ناتوان قبل و بعد از زلزله بوده است ... علم به اينکه سراسر کشورمان در پهنه بندی خطر نسبی زياد و خيلی زياد زلزله قرار دارند چيز تازه و جديدی نيست و ما بعد از زلزله رودبار و منجيل چه اقدام موثری برای کاهش خسارات انجام داده ايم ؟... جواب اين سوال را همه از زبان وزير راه در کنفرانس خبری هئيت دولت در کرمان شنيديد که پيش نويس لايحه دو سال پيش به مجلس ارائه و تصويب شد و قرار است احتمالاً تا شش ماه ديگر به سازمان و وزارتخانه هايی که موظف هستند و شرح وظايف دارند ابلاغ شود ... بعد از ۱۳ سال از وقوع حادثه بزرگ رودبار آن هم بدين شکل !!... و اين چه اقدام بجا و تحسين برانگيزی است که بايستی مدال مديريت و امدادگری را برای اين سرعت کار به دولت و مجلس تقديم کرد ...

طبق آئينامه ۲۸۰۰ زلزله , بناها و تاسيسات به لحاظ اهميت قابل استفاده بودن آنها بعد از وقوع زلزله گروه بندی شدند که گروه اول ساختمانهای با اهميت زياد بوده و قابل استفاده بودن آنها پس از وقوع زلزله اهميت خاص داشته و ضروری است و وقفه در بهره برداری از آنها بطور غير مستقيم موجب افزايش تلفات و خسارات در نواحی زلزله زده می شود که شامل بيمارستانها و درمانگاهها  ـ مراکز آتش نشانی ـ  مراکز آبرسانی ـ تاسيسات برق رسانی ـ مخابرات ـ مراکز امداد رسانی و همچنين مدارس ـ مساجد ـ فروشگاههای بزرگ ـ ترمينال مسافربری و ... از آن جمله هستند. و اين گروه بندی چيز تازه ای نيست ... گوئيم به هر دليلی ( نبود توان مالی ـ نبود آموزش همگانی ـ نبود نظارت در ساخت و ساز و ... که باز هم به نوعی سيستم دولتی در اين دلايل نقش دارند ) بناهای شخصی مردم بم خارج از استاندارد بوده و فرو ريخت اما چرا ساختمانهايی که در بالا ذکر شده و بايستی در مقابل زلزله مقاومت داشته باشند و متولی ساخت آنها هم سازمانهای دولتی و وزارتخانه ها هستند و می بايستی آئين نامه۲۸۰۰ در ساخت آنها رعايت می شد فرو ريختند که طبق ضوابط آئين نامه بايستی پس از وقوع زلزله های شديد بدون آسيب عمده سازه ای قابل استفاده باقی می ماندند ... در حالی که با زلزله ۳/۶ ريشتری همگی فرو ريختند ... اما در مورد امداد رسانی به موقع : چگونه است که اخبار جنگ افغانستان با آنتن های ماهواره ای سيار از طريق خبرنگاران اعزامی لحظه به لحظه ارسال می شد اما در اين حادثه با گذشت ۱۲ - ۱۰ ساعت از وقوع زلزله هيچ کس درخواست های کمک مظلومان بم را از زير آور نمی شنيد و وزير مخابرات می گفت ما ساعت ۸ صبح روز جمعه متوجه شديم که کليه ارتباطات با بم قطع شده است ... اما نتيجه اين متوجه شدن چه بود ؟ ... و عصر جمعه تازه با خبرمی شوند که زلزله مخربی در بم اتفاق افتاده است !!  و زمان امداد رسانی به موقع از دست می رود ....در خصوص آموزش همگانی چه کارهايی انجام شده است؟ بجز يک مانور کذايی و بيهوده که جزواتش به قيمت گزاف تهيه می شود ... در صورتی که بايستی به رايگان به همه مردم ارائه شود...

اگر نقشهء پهنه بندی خطر نسبی زمين لرزه در کشور را نگاهی بياندازيم می بينيم که همهء کشور مثل بم است و حتی بعضی از مناطق بدتر از بم ... که تهران از نوع بدترين نقاط در اين پهنه می باشد در پهنهء خطر نسبی بسيار زياد ... آيا از حوادث قبلی هيچ عبرتی گرفته ايم؟ ...

و حقيقتاً اين برنامه ريزی کار پيچيده و سختی نبود که انجام نشد کاری که يک گروه دانشجويی هم می توانست در يک کار تحقيقی تدوين کرده و به وزارتخانه ها ابلاغ نمايد ... اما افسوس  که انجام نشد و معلوم  نيست چه زمانی انجام شود ...

بگذريم ...سخن بسيار است و نقاط ضعف های مديريتی نيز بسيار ...... جمع بيشماری از بمی های مهربان خنده هاشان برای هميشه خاموش گشت ... بمی های که به روی سفرهء همه ايرانيان رطب های شيرين بم را هديه می دادند ... بيائيم با رطبی از بم خاطرهء مهربانان ديار بم را زنده نگاه داريم و با فاتحه ای روحشان را شاد کنيم .

 

 

من مانده ام تنهای تنها ... در ميان سيل غمها