رئيس جمهور کوچولو !
ساعت ۳:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۳/٢٩  کلمات کلیدی:

مهلت ثبت نام کردن برای کانديداتوری رياست جمهوری تمام شده بود که به ذهنم رسيد ای کاش ريحانه هم ثبت نام می کرد ، البته می دونم شرايط ثبت نامی که تعريف شده رو نداشت ، از رجال نيست ، بالغ نيست ، سابقه دار سياسی نيست و ... اما فراتر از اين ها رو داشت صداقت ، مهربانی و سابقه ی رنج کشيدن از بی مديريتی .

همون شبی که زمان ثبت نام تموم شد بهش گفتم : ريحانه ! کاشکی ثبت نام می کردی برای رياست جمهوری ... با قيافه ای خاص و متعجب گفت : من ؟!! ... گفتم : آره تو  ، خنديد و با چهره ای که نشون می داد که دارم سر به سرش می ذارم به من نگاه کرد ...  ازش پرسيدم اگه رئيس جمهور بشی برای مردم چکاری انجام می دی ؟  شروع به خنديدن کرد و بعد از چند لحظه مکث کردن گفت : برای بچه ها خيلی پارک درست می کنم ، درختای زيادی می کارم  ، يه کاری می کنم که بچه ها مريض نشن ، جاده ها رو درست می کنم و ...

گفتم آفرين به تو رئيس جمهور کوچولو ، حداقل در جمع خانواده کوچيکمون .

و ريحانه نمادی از خواستگاه کودکان معصومی است که هوای پاک ، جامعه پاک ، آموزش سالم و بی تبعيض ، بهداشت ، زمينی سرسبز و قلبهايی مهربان را از مديران جامعه طلب می کند ... آيا اين انتظار زيادی است از زبان پاکترين قشر جامعه ؟؟