اهدای زندگی
ساعت ۱:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/٥/٩  کلمات کلیدی:

به بهانه نهم مرداد روز اهدای خون

تويی که نمی شناسمت ، آری تو را نمی شناسم ، نامت را نمی دانم ، فقط می دانم و اين دانستن تا عمق وجودم را می کاود که زندگی را از تو وام گرفته ام و ترنم زيستن را از صداقت ، پاکی و بی آلايشی خون تو احساس می کنم.

لحظاتی را که نفس می کشم و رو به سوی درگاه خدا دارم و از او سپاسگزاری می کنم ، از تو می دانم ، نجوای دل با معشوق را در نيمه شب ها ، زمانی که چشم به راه نسيم لطيف و بی محنت اويم ، سلامتی ات را از خدا طلب می کنم و عافيت از برايت می خواهم .

عزيز گمنام چگونه از تو که نمی شناسم و فقط هديه بی منتت را در عمق جانم حس می کنم تشکر کنم ، از تو که همواره با اتصال من و ديگر همنوعان به حيات و هستی ات ، رگهای خشکيده مرا طراوت می بخشد و قلب خسته ام را آنچنان شاداب و سرزنده ساخته ای که برايت به شادی آهنگ دوباره زيستن و دوباره بودن و دوباره شدن ، ترنم زيبای زندگی و بودن را می نوازد.

آری ای دوست پنهان ، شايد مرا نشناسی و رنگ پژمرده ام را که ببينی نشان از عطش نياز به تو باشد اما اين نياز با لطف و محبت و ايثار و گذشت تو اکنون شادابی دوباره يافته است.

نقل از : صفحه زندگی ، روزنامه همشهری ۹ مرداد ۸۴