پایان دوران
ساعت ۱٠:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٦/٧  کلمات کلیدی:

 مروری بر خاطرات یاد ایام ...

تلویزیون داشت سریالی به نام پایان دوران رو پخش می کرد ، برنامه ای که متزلزل شدن اخلاق بشری رو تاکید داشت و آنها رو نمونه و شواهد بارز روایت های پایان دوران ذکر می کرد. البته بماند که در طول تاریخ بشری همیشه اخلاق بشر در پایین ترین حد خود بوده است از تاریخ قرون وسطی و قتل و غارت های تاریخ ، جنایات مغول ها ، جنگ های جهانی و جهان امروزه که شاهد هستیم.
ریحانه هم به این برنامه نگاه می کرد ، پرسید چرا آخر زمان می شه ؟ مامانش جواب داد که آخه همه بتونند به خدا برسند و همه زیبایی ها رو ببینند و آدمهای خوب بتونند به بهشت برسند و ...
ریحانه گفت : من فکر می کنم که حیوونا زودتر می رن بهشت !! پرسیدم که چرا چنین فکری می کنی دخترم ؟ گفت : آخه اونا زودتر اونجا می رن و بازی و خوشحالی می کنن و خودشون رو آماده می کنن تا آدما بیان پیششون !!
* می خواستم جوابش رو بدم که حیوونا به خاطر اینکه فکر و اراده ندارند نمی تونند برن بهشت و انسان برای اینکه می تونه فکر کنه و مسیر زندگی رو خودش انتخاب کنه بهشت پاداش خوب زندگی کردنشه و ...


اما با خودم گفتم نه جواب ندم بهتره چون مدتی پیش که رفته بودیم شمال ریحانه می گفت : یه آرزوی خیلی قشنگی دارم ، پرسیدم چیه ؟ گفت : که یه باغ خیلی بزرگ داشته باشم مثل جنگل ،‌ توش مرغ ، خروس ، یه اسب ، دختر جوجه ، پسر جوجه ، خرگوش ، ... و گرگ داشته باشم !! .... با تعجب پرسیدم گرگ ؟!! گفت آره .... گفتم گرگ خطرناکه و گوشت می خوره و ... گفت : نه من به اونا آموزش می دم ، آخه حیوونا خیلی مهربونن و ...


با سریال پایان دوران و مرور کردن آرزوهای ریحانه تو این فکر رفتم که شاید همونطوری که ریحانه می گه باشه چرا که بشریتی که الآن حاکم جهانند و اینگونه حامی اخلاق بشری هستند جایگاهی در بهشت ریحانه ندارند و حیوونای رویاهای ریحانه استحقاق بیشتری جهت ساکن شدن در بهشت رویاهاش دارند ... !!