به کجا می روید ؟
ساعت ۱٠:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱۱  کلمات کلیدی:

روند

روند درمانی بیماری چندان فرقی نکرده است ، همچنان تزریق خون دو هفته یا سه هفته یکبار و تزریق آمپول های دسفرال شبانه برای دفع آهن ادامه دارد ، موضوع جایگزین نمودن داروی خوراکی به جای تزریق دسفرال شبانه هنوز عملی نشده است .

علیرغم مشکلات و دردهای درمان این بیماری از جمله تزریق خون در بیمارستان ، عوارض خون گیری ، تهدید ها و غیره ، شاید یکی از اعتراضات مستمر کودکان بیمار، تزریق های شبانه آمپول دسفرال است که نوع تجهیزات و کیفی بودن آن نقش مهمی در کم کردن این آلام دارد.

مدتی است که ریحانه از کند بودن سوزن های اسکالپ هایی ( تالاسو ) که به بدنش تزریق می کند می نالد و از درد و سختی اش شکایت دارد و تزریق آن همراه با گریه اش و ناراحتی ما همراه است ، پیگیری و گله هایی تلفنی به شرکت سازنده اش داشته ام و مسؤ لینش اعتراف به تعدد این اعتراض ها از سوی والدین داشته اند اما نتیجه اش هیچ !

اخیراً سرنگ های تحویلی بیمارستان که جهت تزریق دسفرال و نصب آن روی دستگاه استفاده می شود مرتباً نشتی داشته و با عدم تزریق دارو و آسیب دیدن دستگاه پمپ روبرو هستیم تا حدی که عمده این سرنگ ها براحتی هوا را در خود جای می دهد و هوا تزریق می کند.

قبلا این مشکل بندرت اتفاق می افتاد ، اما با سرنگ هایی که مدتی است مراکز خون در بیمارستان ها به  بیماران تحویل می دهند اکثراً خراب و تزرق کننده هواست.

تصمیم به اعتراض و گله از شرکت سازنده این سرنگ ها با نام شرکت اروم سرنگ گرفتم ، از طریق اینترنت جستجو کردم تا شماره ایی از شرکت سازنده بیابم ، چندین لینک یافتم و لینکی با نام " به شرکت اروم سرنگ خوش آمدید "

ذکر نامی از محصولش ، نام مدیر عامل ، قیمت و دیگر هیچ ، آدرس و شماره ایی نیز در آن وجود نداشت .

لینکی دیگر در هفته نامه استاندارد مبنی بر نام شرکت ، و در جدولی نیز شرکت های مورد صلاحیت و ذکر نام تایید کننده های کنترل کیفی شان یافتم. تماسی با دفتر هفته نامه گرفتم ، به چندین نفر دیگر ارجاع ام دادند اما نتیجه ایی نداد و شماره تماسی نداند و در انتها با لحنی خارج از جنس انسان تماس را قطع نمودند. تقریبا ناامید شدم ، جستجوی صفحات را ادامه دادم ناگهان با لینکی با عنوان ابطال مجوز تولید سرنگ های یکبار مصرف شرکت اروم سرنگ توسط اداره کل استاندارد استان آذربایجان غربی بدلیل تخلف شرکت و غیر استاندارد بودن محصولش مواجه شدم. متن خبر را به سختی در جای دیگر پیدا کردم ، آری از قول مهندس غلامرضا امینی مدیر کل وقت استاندارد استان آذربایجان غربی این خبر اعلام شد که : پروانه کاربرد علامت استاندارد شرکت " اروم سرنگ " برای فرآورده تولیدی سرنگ یکبار مصرف پزشکی با ظرفیتهای مختلف به دلیل نبود شرایط لازم کیفی ابطال گردید و تمامی سرنگ های یکبار مصرف این شرکت از سطح بازار جمع آوری شده است و امینی یادآور شد : پرونده این واحد تولیدی که تخلف آن محرز شده است جهت رسیدگی به مراجع حقوقی ارجاع شد. ( منبع خبر از سایت موسسه استاندارد و در تاریخ 4/12/86 می باشد ).خبر مربوط به اسفند 86 و ما در شهریور 88 هستیم !

به یاد گفته های مادر ریحانه افتادم که مدتی است خدمات بخش هایی از آن بیمارستان به بخش خصوصی واگذار شده است و چه اتفاق مبارکی است ! ... شرایط آماده وقوع چنین جنایتی فراهم بوده است ، واگذاری بخش های درمانی دولتی به بخش خصوصی بدون نظارت ، فراوانی فرهنگ های غیر انسانی در کشور ، اقتصاد بیمار ، موج بیماران در این مراکز ، سؤ مدیریت ... همه و همه دست به دست هم داده تا چنین ظلم وحشتناکی را شاهد باشیم که سرنگ های غیر استاندارد به جای تزریق بی درد ِ دارو به کودکان بی دفاع و مظلوم ، هوای مرگ تزریق می نماید و به جای آنکه دستگاه های نظارتی این ناهنجاری را فریاد کنند اما زخم آنچنان عمیق است که ناله های کودکان خردسال و شکایت مادرانشان به گوش رسیده و این ظلم را را فریاد می کنند !

چرا پس از نزدیک به دو سال از ابطال مجوز شرکت خاطی توسط مؤسسه استاندارد هنوز سرنگ های غیر استاندارد و کشنده در بخش مهمی چون مرکز خون بیماران خاص توزیع میگردد در حالی که برای بیماران خاص کیفیت تجهیزات پزشکی از اهمیت ویژه ایی می بایست برخوردار باشد.

 آیا متولین واگذاری مراکز درمانی دولتی به بخش خصوصی با این ثمرات غیر انسانی اش ! به خود می بالند ؟ وآیا برای این عملکرد ظالمانه شان ، کارنامه خود را در محضر خدا درخشان می بینند ؟ آیا از آه و نفرین کودکان رنج دیده هراسی ندارند ؟

چه جنایتی فجیع تر از این می تواند در جامعه ایی رخ دهد که بستر چنین قانونی  در جامعه ایی که فقر فرهنگی و اقتصادی در آن موج می زند فراهم شود و نظارتی  نیز از سوی دستگاه های نظارتی اعمال نگردد تا مطامع دنیایی و شیطانی بخش عمده ایی از دست اندرکاران عرصه پزشکی شکوفا گردد و با جان کودکان مظلوم اینگونه بازی شود که شبها از درد جنایات آنها به خود می پیچند و خدا را برای این بی عدالتی فریاد می زنند.

به کجا می روید ؟

وقتی که در یکی از مراکز مهم درمانی ِ خون پایتخت که انتظار کنترل و نظارت بیشتری از آن می رود اینگونه آشکارا به جان کودکان ، چنین ظلمی غیر انسانی اعمال می گردد ، در شهرها و نقاط دور و نزدیک کشور اوضاع چگونه است ؟

و چگونه بیماران می توانند از متولیان درمانی کشور با این سوء مدیریت ، انتظار انسانیت و احقاق حقوق داشته باشند ؟

 به کجا می روید ؟

از آه و ناله های شبانه کودکان آسوده نخواهید ماند ای همه ی آنهایی که در این جنایت آشکار و پنهان دخیل هستید.