شهر فرشتگان

18g7qg

در شهری با عنوان شهر فرشتگان بهمراه داداش سعيد و ريحانه بودم ، بچه های ۴-۳ ساله در آنجا زندگی می کردند. قطاری را ديدم که عده ای از فرشتگان ( بچه ها ) رو سوار می کرد ، دود قطار فضای اون منطقه را مه آلود و رويايی کرده بود. قطار تا مسيری از راه ديده می شد و در اون فضای مه آلود آرام آرام محو می شد . عده ای از فرشتگان بازی می کردند ،‌عده ای غذا می خوردند. از ريحانه پرسيدم که اين قطار فرشتگان را به کجا می بره ؟ ريحانه گفت : عده ای از اين فرشتگانی که اينجا می بينی از طرف خدا اجازه دارند که به زمين بيان و زندگی کنند. در حين صحبت کردن ِ ريحانه ، من ريحانه ء ۴ - ۳ ساله ای در بين فرشتگانی که سوار قطار می شدند تا به زمين بيان را ديدم ، به سرعت به ريحانه ای که کنار ما ايستاده بود نگاه کردم ،‌چون ريحانه ء ۷ ساله کنار من و داداش سعيد ايستاده بود ، ‌و ما کاملا متعجب شده بوديم . دقايقی به سکوت گذشت و ريحانه  سرش را پايين انداخت و با حالت خجالت گفت : عمه سعيده فهميدی ؟ ... من هم جزء فرشتگانی هستم که خدا به آنها اجازه داده که به اين دنيا بيايند و زندگی کنند ... خدا به من اجازه داد .

سپس به اتفاق هم بر روی سفره غذايی نشستيم که بر روی سبزه های بسيار زيبا پهن شده بود.

عمه سعيده

تاريخ خواب : ۴ دی ماه ۸۳ شب جمعه ، مصادف با ولادت امام رضا (ع)

**  البته اين رويايی بود که عمه ی ريحانه ديده و گرنه سعيد کجا و شهر فرشتگان کجا . اميد که همگان با گستردن سفره ی محبت و مهر در قلبها مورد رحمت حق قرار گيريم.

taremastaneh2.jpg

ريحانه ديگه يواش يواش خودشو آماده می کنه برای رفتن به کلاس دوم ، برای ريحانه آرزوی موفقيت کنيم با دعاهای شما خوبان صميمی.

ani32.gif

/ 35 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Atid

سلام به ريحانه جون عزيز گل خودم. مانتوی فردا حاضره ديگه؟ کيف مدرسه و یک دفتر با يک مداد قرمز و يک مداد سياه يک پاک کن و يک تراش و يک ليوان. درست گفتم؟ :) خوب آخه همه روز اول کلاس دوميشون اينا رو تو کيفشون دارند :) آخ جون کلی دوستای خوب و يک خانم معلم مهربون فردا توی کلاس منتظرت هستن. تازه خوراکی زنگ تفريح رو بگو. به به! چقدر خوش ميگذره بهت :) ببين من از اين طرف دنيا هم هوات رو دارم ها. نکنه يه وقتی شيطونی کنی سر کلاس ;)

ماری

سلام .... ريحانه جون چطوره ؟.... آماده برای رفتن به کلاس دوم ؟... نه ؟؟؟.... ريحانه خانومی عزيز ؛ گل خوشبوی بهشتی ؛ برايت يه دنيا موفقيت آرزو داريم ......../ ماری

تنديس تنهايي

سلام سعيد جان .. روزي تو خواهي آمد / از کوچه هاي باران / تا از دلم بشويي / غم هاي روزگاران .. با کمي تاخير و عرض پوزش که دير خدمت رسيدم ميلاد آقا امام زمان (عج) رو تبريک ميگم .. سعيد جان مطمئن باش که ريحانه و همه بچه ها فرشته هايي هستند که از جانب خدا اومدن و باعث امان زمين هستند .. ميگما تنديس يک ساله شده دوست داشتي بيا تو جشن تولدش .. ممنون ميشم .. التماس دعا .. يا علي

اسم مهم نيست

سلام دوست گرامی...جای آقا سعید اون بالا بالا هاست. ممنون از لطفت.وباز نوشتم....پاينده باشي

علی

سلام داداشی خودم ........... سلام دوست جون خودم ............ خوشی ؟ بابا به ما هم سر بزن ...............علی ...............

ع1

مبارکه سال دوم دبستانت ريحانه جونم...

رضا

سلام/خوبيد /ماه مبارک رمضان تو راهه /وضع من خيلی خرابه /خواهش ميکنم دعا کنيد خدا گناهان من رو ببخشه تا بادلی پاک به مهمونی برم /موفق باشيد

ع2

چه خوابی...

darya

سعيد جان يه شماره‌ای بده باهات تماس بگيرم.

ماری

سلام ... حلول ماه رحمت و مغفرت ؛ ماه ميهمانی خدا بر همه ی دوستان مبارک ...... التماس دعا ......./ ماری