چشمان نياز

ريحانه ء عزيزم ، کودک دلبندم !

شايد پيش از شکفتن تو غنچهء مهربان ، هرگز چنين ايامی در باورم خطور نکرد و نمی کرد که تداوم نفسهای مهربانت به آبياری قطرات بارانی به رنگ سرخ وابسته است.

دختر مهربان و صبورم !

می بينم که چشمان زيبا و مهربانت به سوی گلبول های ِ مهر ، از رودخانه هايی سرخ ، از وجود نازنين های ديار محبت دوخته است و من اين گذر را چه بنامم ، حکمت ، سرنوشت ، آزمايش ، جهان ِ سومی بودن و يا بی لياقتی ِ ... ؟؟... نمی دانم ! او خود می داند که چه بنامد !!... اما اين را می دانم که چراغ مهر ِ الهی در قلب نازنين ِ مهربانان اين ديار هنوز روشن است و تو با اين نور ِ مهربانی است که نفس می کشی و نفس خواهی کشيد ... و تو ای غنچهء نو شکفته ام شکوفاتر خواهی شد و گلی خواهی شد در گلستان مهربانی ، و به همه خواهی آموخت واژه های صبر و شکيبايی ، اميد و مهربانی را ...

چشم نيازم

            به تو دوخته است

چشمان انتظارم

           به تو دوخته است

من با نياز پا به اين سرای نهاده ام ،

وجودم

        همه از واژه های نياز است

و اين من !

           که به دنبال رودخانه ء سرخت

                                           سراغ مهربانی آمدم ،

ای تو همه سرشار از نجابت و عشق

سری بزن !

           به وادی ِ اين جسم ِ تشنه از قطرات سرخت

    تا مهربانی

              همچنان زنده بماند ...

 

***  ۱۸ ارديبهشت روز جهانی تالاسمی  ***

چشمان ريحانه های ديار محبت و صاحبان اين روز به سوی گلبولهای مهربان ِ دشت سرخ شقايق دوخته شده است ... همه ء آنها عزيزان ِ اين ديارند ... بياييم با اهدای قطراتی از خون خود خنده بر لبانشان بنشانيم ... نه فقط امروز ، تداوم مهربانی برای همه روز ...

 

sari%20bezan2.jpg

/ 121 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ستاره سحر/شیفته

سلام سعيد عزيز و ريحانه ی نازنين. محفل انس مان رو با قدومتان روشن و پر از مهر و عاطفه کرديد . دلتان شاد و سلامتی هميشه در جسم و جانتان....

شبر

سلام. در راهم. در راهی که مهری را به عشقی برسانم .در راهم در راه عشقی که مهرش ريحانه است . و ((سعيد پدری)) دارنده اين عقد گران مايه که نه حضور ريحانه که حضور او رنگ دل بيرنگش گشته .مهرم را بپذير و دوری راهم را دليل دوری دلم ندان که اگر چنين بود در عيد محمد جز برای دخترت سلامتی را آرزو نمی کردم و ريحانه : دست پدرت را به دست بگير و با محبت کودکانه ات آن را به جای من ببوس. يا علی

mehrdad

گل گلدان تشنه است .بايد ابش بدهم .من محتاج بوی گلم .به ان عادت کرده ام . و زمين باغيست پر از شکوفه سيب از همايش افتاب و باران . روزی شکوفه ها سيب ميشوند از بوئیدن گل شکوفه سیب به بوئيدن سيب . اينرا ياد بگيريم تا انديشه ما رنگين شود. خاک پا /م/ شيدا ///

piremard

سلام آقا سعيد گل....فکر نکنم من رو يادت بياد...من پيرمرد هستم....وبلاگ تعطيل شد برای همين سر نزدم به شما.......موفق باشی...يا علی

Elham

چهار شنبه رفتم خون دادم پنجشنبه همون خون رو پس گرفتم. بغض همه وجودمو گرفته. از خودم بدم مياد چرا لياقت ندارم:( از خودم متنفرم چرا انقدر ضعيفم:((

sinsokoot

سلام...متنت دلمو لرزوند اخه........در مورد تالاسمی اطلاعاتی اگه داری تو رو خدا باهام تماس بگير....تو رو به هر کی دوست داری......يادت نره ها خيلی برام مهمه.......بهم ايميل بزنی يا ادم کنی -اگه مسنجر داری-برات توضيح ميدم....منتظرم.خيلی خيلی.

پرستو

ميدونم که بازم دير اومدم..ولی هميشه واسه دوست خودم دعا ميکنم!

ع1

سلام...خوبيد...؟حال ايامتون چطوره...؟خودتون خوبيد...؟خانواده ..ريحانه جون...؟آقا سعيد دعا کنيد...چشم به راه دعاهاتون هستم...:)

mona

دعا می کنم ریحانه همیشه سبز بماند...

صدر

سلام ! اگر بپرسن چند تا آدم دست به قلم متعهد و دلسوز به حال مردم خودش معرفی کن قبل از اينکه نفر اول رو نام ببرم ميگم / ياد ايام خوش است /! هميشه موفق باشی و پيروز.صدر