قصه های وصل

ريحانه بيا ياد ايام سرزمينت رو گذری کنيم ... با زمزمه شعر " طفلی غنوده در بر من بيمار "  از يار هميشگی مان مهر تو وارد اين شهر شدی که مهربانی سرزمينمان با مهربانی او رقم خورده است ... معرفی شدی به آشنا ی مهربان که همواره دعاهای گلگونه اش توسط کبوتر سرزمينش به ياد ايامت هديه می شود.

آغازين پيامهای مهر از سوی بهزاد عزيز و خليل مهربان تقديمت شد ... چشمان معصوم خواهرانت هدی ـ ريحانه ـ سمانه ـ نازی ـ پريسا ـ ناناز ـ پريا ـ پرستو و صنم که اسطورههای مهربانی هستند همواره به دريای دريايی قلب کوچکت دوخته شده است ... و خاله سارا با هديه ای از جوانه های اميد و فرناز ديگر خواهر مهربانی که نامت را در زمزمه هايش با مهربانترين مهربان فراموش نمی کند.

آيا اين دانه های نورانی را در گندمزار درخشان قلبت حس می کنی ؟ و آيا انرژی عشق صادقی که دلنوشته های محمد روانه سرزمينمان کرده است را احساس می کنی ؟ ... و می دانی که کمبود انرژی در ما باعث نرفتن او از اين ديار شده است ؟

صدای سکوت و درد و دل عزيزانی در اقدامی زيباتر به ياد تو از محفلی عارفانه به نام مجلس انس را شنيده ای؟ ... آری حتماً شنيده ای که با ريزش مهر رودخانه مهتاب دردهای شبانه ات را با آرامشی وصف ناپذير تحمل می کنی.

و آن هنگام که محسن مهربان در چهار فصل ناتمامش قصه های وصل را با آشوب پائيز ش برايمان به ارمغان  آورد ... عدالت را احساس کردی و به اين باور رسيدی که بــاران مهر را حتی بی نام و در خانه موقت و از پشت قاب شيشه ای هم می توان احساس کرد ... و در آسمان آبی دل می توان سرود طلوعی تا فردا را شاعرانه زمزمه کرد و با اميد به فراسو ی رنج ها خنديد تا ديدنيها ی سر زمينت کامل شده و لبخند های شيرين و کودکانه ات تقديم عزيزان خصوصاً امير مهربان گردد.

و حال خودنويس مهربان را در دست می گيريم و پيامهای مهرشان را در قلبمان امين خواهيم بود و سپس در ساحل گرم دريای دريايی عزيزان با سبدی پر از واژه های مهر می نشينيم تا با برخورد هر موج مهربانی به قلبمان يکی از آن واژه ها را بهمراه گلی از ياسمن تقديمشان کنيم.

/ 28 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
sahel

سلام.ممنون از لطفتون.بازم بهتون سر ميزنم.سبز و شاد باشيد.

sarayiiiiiiiii

سلام آقا سعيد و ريحانه کوچولوی عزيز دلم من به اين زوديا نمی رم سفر حد اقل ۳ هفته ی ديگه می رم اولين باری که اينجا اومدم هنوز يادمه داشتم با ریحانه ی سورمق چت می کردم که آدرسه شما رو بهم داد من همیشه پیش ریحانه کوچولو میام دوستتون دارم هوارتا

sahel

سلام.خيلی خجالت دادين.اصلا انتظار نداشتم.ولی چه انسانهای قشنگی پيدا ميشن............!!!

sahel

سلام به هر دوی شما گلای قشنگ:)من بازم از لطفتون ممنونم .بازم بهم سر بزنيد.

سعيد

سلام، ممنون از اينکه با حضور سبزتان جشن تولدم را نورانی نمودی..... /يک موضوع بسيار مهم پيش آمده است، لطفاْ هر چه سريعتر به وبلاگم سر بزنيد و از موضوع با خبر شويد /باور کنيد موضوع جدی و سر مرگ و زندگی است و به هيچ وجه شوخی و يا ترفندی زيرکانه برای ديدار از وبلاگم نيست. /از هر کس که اين متن را می‌خواند، دعوت به عمل می‌آيد /به دوستانتان هم بگوييد. /با تشکر.

sahel

سلام.باور کنيد لايق اين همه مهر و محبت شما نيستم.شما خيلی خوبيد:)

دوست

سلام سلام سلام... عيدتون مبارك... انشاء الله كه به عنايت حضرت زهرا سلام الله عليها هميشه دلتون شاد شاد باشه... به ريحانه عزيزم هم سلام برسونين... التماس دعا، در پناه حق

mehreto

چه قدر خوشحالم که از تنهائی در آمدی و اين گلستان به گلهای مهربانی از انسانها عاشق انسانيت مزين شد.برای همه انسانها آرزوی سعادت توام با سلامتی را دارم.

اوني كه با تو مي مونه

سلام سعيد جان ميدونی حرفای قشنگيه ولی برازنده ی ما نيست جمله از يکی از ائمه طاهرين برات بگم :...انسان هميشه اطراف خودشو همونطور ميبينه که خودش هست پس تو خودت خوبی که همه را خوب ميبينی ما که بنده ناچيزی بيش نيستيم

اوني كه با تو مي مونه

سلام بنده هم ارادتمندم بخشيد که من زياد نمی تونم مثل شما تعارف کنم من هرچی ميگم سر زبونمه اگه خوب يا بد شما بزرگواری کنيد و ببخشيد. موفق ومنصور به ريحانه خانم سلام برسانيد